|
کــــلــــبـــــــه ی احـــســـــــاس دوست دارم خیلی زیاد خیلی زیاد*******اینو واسه تو ساختمش امیدوارم خوشت بیاد
|
امروز داشتم با خودم فکر می کردم چه آرزوهایی داشتم واسه عید ها ؟ هه هه همش به باد رفت اونم الکی . آره بابا واقعا الکی و مزخرف این اتفاقات افتاد . قربونش برم خدام هیچ کدوم از کاراش بی حکمت نیست این کارشم حتما حکمتی داشته . کاش منم روزی برسه که به تمام آرزو ها رسیده باشم . خیالم راحت باشه فکر و خیال الکی نداشته باشم . خوب البته میدونید ؟ تا سختی نباشه که آسونی هم نیست . اصلا اگه سختی نباشه که آسونی بی معناست ایشالله که ته ته ته ته این سختی های ما هم آسونی باشه . البته آسونی هم نمیخواد باشه فقط همین روزای سخت بگذره تموم شه . من به همینشم راضیم . من کله بچه قانعی هستم . شایدم اشتباه همینه ها . همیشه خیلی قانع بودم . شاید منم اگه یکم تماع و خودخواه بودم الان به آرزوهام رسیده بودم . اینا همش اما و اگر و شاید و کاشه . بهر حال دنیا که همینجوری نمیمونه یه ضرب المثلی میگه گهی زین به پشت و گهی پشت به زین . البته در مورد من کاملا برعکس شده . به این صورت تبدیل شده : گهی زین به پشت و باز هم گهی زین به پشت . هه هه هه چقد حرف زدم ها . کلا من زیاد چرت و پرت میگم شما زیاد به دل نگیرید مث من رو دل می کنید . هه هه هه
![]() [ جمعه 11 فروردین1391 ] [ 11:38 ] [ خودم ]
[ ]
از امروز و با اجازه خودش منم تو این وبلاگ به عنوان نویسنده انجام وظیفه می کنم . من به خوبیه خودش نمیتونم بنویسم اما خوب باز از هیچی بهتره دیدم روزها حوصلم سر میره گفتم از خودش اجازه بگیرم و یه آکانت برای خودم تو کلبه ی احساس بسازم تا دست نوشته هام رو اینجا قرار بدم . امیدوارم بتونم مطالب خوب و مفیدی رو در اختیارتون بزارم . خودش هم به زودی به جمعمون می پیونده . یکم گرفتار و بی حوصله ست ولی ایشالله اونم میاد . خودم و خودش یه شبکه اجتماعی هم داریم شما می توانید من رو اونجا پیدا کنید البته سعی می کنم خودش رو هم بکشونم اینجا . روی همون بنر پایین کلیک کنید یه راست میرین تو شبکه اجتماعی ما. خودم و خودش منتظر حضور شما هستیم . خیلی حرف زدم سرتون و درد آوردم . خوب دیگه فعلا .
![]() [ پنجشنبه 10 فروردین1391 ] [ 13:36 ] [ خودم ]
[ ]
Salam be hameye doostaye golam k midoonam hamashoon faramoosham kardan Az hala dobare shoroo kardam be neveshtan Naneveshtanam dalil dasht Goalie k azam narahatano baram taasof khordan mazerat Sharmandeye hamatoonam Delam vase doostaye golam kheyli tange Ye weblogo jaded mizanam bishtar unja minevisam Harki adres khast bege bedam Albate fk nemikonam dg doostamo bebinam L Doosetoon daram ye donya felan ![]() [ سه شنبه 25 بهمن1390 ] [ 17:12 ] [ نسیبه شیطون ]
[ ]
تو تاکسی نشستم ... میگم آقا پیاده میشم ... میگه نگه دارم ؟ پَ نه پَ چه کاریه ! ... خودمو پرت میکنم بیرون ... دیگه بالاخره شمام خسته شدی از صبح پشت فرمون !
سلام به همه ی دوجتای گل خودم خوبین؟ خوجین؟ جلامتین ایشالله؟ خوب خدا رو شکر...وای نمیدونین چقد دلم واستون تنگیده بوداااااااااااا قد تموم دنیا طبق معمول بخاطر این کامی نامرد که باز بدموقع خراب شد نتونستم زود آپ کنم....خیر نبینی از جوونیت کامی(کامپیوتر) خوب فعلا داره دوره ی نقاهت(درست گفتم؟ مدیونی فک کنی بی سوادم)رو پشت سر میذاره و فعلا که روبراهه تا ببینیم در روزهای آتی میخواد چه بامبولی دربیاره این خیر ندیده ی آتیش به جون گرفته ی ورپریده...کامی رو عرض میکنم خوب زیاد تحویلش گرفتم الان از ذوق میسوزه احتمالا...خوب بیخی عرضم به حضور مبارکتون که...نه هنوز نه...اول ماه مبارک رمضانو خدمت تک تک شما دوستان و همراهان و سروران و خوبان و مسلمانان و هموطنان و...(ولم کـــــــــن...جو رو گفتم...یه لحظه منو گرفت)...بهله عرض میکردم خدمت شما دوستان و اینا تبریک و تهنیت و شادباش و....آغا به من نمیاد دو کلوم مث آدم حرف بزنم یه کلام ختم کلام ماه رمضون مبارکتون...نماز روزه هاتونم قبول ایشالله قرار بود تو این پست عکسای مهدی کوشولومو بذارم راستی خیلی هاتون بنده رو از ناحیه ی سر لخت کردید یهنی به عبارتی بنده رو کچل کردید که عکس خودمو بذارم...و منم بهد از تفکرات بسیااااااار به این نتیجه دست یافتم که ه ه ه ه ه ه...باااااااااااشه میذااااااااااااارم عسکموووووو نترسیناااااااااااااااا...بخدا آدمم فقط یه خورده در آفرینشم سهل انگاری شده زیاد حرف میزنم آره؟؟؟ فعلا چندتا پست رو نمیخوام خراب کنم شادم...شاده شاد...ولی فقط ظاهری حالا میریم سراغ عکسای مهدی...این شما و اینم مهدی کوشولوی خاله...دیریریرین * * * * * * * * *
این هم مامان بزرگمه که عاشق نوه شه پریسانوشت1:توتی جونم از اینکه دوباره تو دوست خوب و مهربونمو پیدا کردم از صمیم قلب خوشحالم و از اینکه همیشه بهم اس میدی بینهایت خوشحال میشم و دوست دارم بیشتر از اون چیزی که فکرشو بکنی
پریسا نوشت2: ناهید قشنگم بخدا از روی ماهت شرمنده ام که اسمت از قلم افتاد...به جون جفتمون فراموشت نکردم و از اینکه انقد با معرفتی که اومدی پیشم خیلی خیلی خوشحالم...ایشالله که تو کنکور با بهترین رتبه قبول شی خانومم...دوست دارم..آجیتو که میبخشی؟؟؟ پریسانوشت3:ثنای نازنینم منو ببخش اشتباه از من بود عزیزدلم...من تورو با یه ثنای دیگه اشتباه گرفته بودم بخدا...معذرت میخوام...بخدا هیچوقت نمیتونم فراموشت کنم تو یکی از بهترین دوستام بودی و هستی...خیلی خیلی خیلی دوست دارم...ولی بی معرفت تو که شمارمو داشتی چرا یه خبر ازم نگرفتی؟ من گوشیم فرمت شده بود شمارت پاک شده بود...حالا بیخیال امیدوارم دوباره همه چی بشه مث سابق....بازم ازت معذرت میخوام...امیدوارم آجیتو ببخشی...عاشقتمممممم پریسانوشت۴:بعضی وقتا از زندگی خسته میشم...ولی هیچکس از ظاهرم نمیتونه بفهمه...خدایا کمکم کن بتونم همیشه ظاهرمو همینجور شاد حفظ کنم و کسی پی به درونم نبره...خدایا باشه؟؟؟...قربون مرامت مهربونای من خیلی دوستون دارم... مواظب خودتوت باشید... مخلصــــــــــــــیم فراوان...زت زیاد
![]() [ جمعه 14 مرداد1390 ] [ 19:55 ] [ نسیبه شیطون ]
[ ]
سلام مهربونای من
خوفـــــــــــــــین؟ خوشیـــــــــــــــــن؟ سلامتین؟ دماغتون چاقه؟؟ خوب خدارو شکر..میدونین چقد دلم واستون تنگولیدهههههههه؟؟؟ خوب فک کنم آپ امروزم یخده طولانی بشه چون میخوام هم توضیح بدم که این 5ماه کجا گم و گور شده بودم و هم اینکه از همه ی دوستای مهربونم که منو فراموشم نکردن تشکر کنم...تشکر ویژه هاااااااا و البته یکمم از بعضیا گله کنم که انقد زود فراموشم کردن خوب عرضم به حضور منورتون که بنده بعد از اون مریضیه کذایی کامپیوتر بی ادبم خراب شد و انقد درست نشد تا من رفتم دانشگاه خلاصه اینکه ابر و بادو مه و خورشید و فلک همه دست به دست هم دادن که منو از شماها آجی داداشا و دوستای مهربونم دور کنن و موفق شدن هی روزگااااااااااااار...تف به ذات بی ذاتت...خاطرات دانشگاه رو بعدها شاید بنویسم حالا بریم واسه تشکر از دوستای خوب و مهربونم که واقعا از صمیم قلب عاشقشونم اول از اونایی میگم که تاحالا فراموشم نکردن و همیشه بهم سر میزدن
اول از همه میخوام از داداش مهران مهربونم تشکر کنم که تو این مدتی که نبوم واقعا شرمندم کرده و همیشه اومده و ازم خبر گرفته..داداش مهرانم کوچیکتم و بابت این همه مهربونیت ممنونم...ایشالله بتونم جبران کنم...ایشالله دامادیت داداش جونم...دوست دارم
بعد نوبتیم باشه نوبت سپیده ی نازمه که الهی نسیبش قربونش بشه با اینکه سرش شلوغه و نمیتونه به همه ی وبلاگا سر بزنه ولی باز لطف کرده و ازم خبر گرفته...سپیده جونم عشقم خیلی دوست دارم جبران میکنم
نفر بعدی داداش میلادمه که بعد این همه مدت مارو فراموش نکرده و با نظر خوشگلش تو آپ قبلی واقعا خوشحالم کرد..ایشالله بتونم جبران کنم آقا داداش
بعد باید از توت فرنگی جونم یه تشکر اساسی بکنم که درسته خیلی وقته یادم نکرده ولی نصف بیشتر نظرات پستای قدیم مربوط به اونه....نسیبه بمیره واسه اون دل مهربونت که دلتنگ بودی عزیزم...شنیدم به زودی عروسیته خوشبخت شی ایشالله نانازمن...خیلی دوست دارم میدونی خودت
حالا می رسیم به صمیمی ترین دوستام یعنی مهلا و ثنا که منو کاملا فراموش کردن....اول از جفتشون تشکر میکنم..از مهلا بخاطر روزای اول رفتنم که همیشه اسممو تو آپاش مینوشتو ازم یاد میکرد واقعا خوشحال میشدمو به خودم میبالیدم که همچین رفیقی دارم و از ثنا بابت اینکه اون روزای اول همیشه میومدپیشمو و با نظرات خوشگلش خوشحالم میکرد ولی دیگه فراموششون شدم تا اون اندازه که اسممو از تو لینک دوستاشون حذف کردن ولی بازم دوستون دارم گلای من...راستی مهلایی شنیدم فردا شب عروسیته..بی مهرفت منو که دعوت نکردی!!!!!!! ایشالله خوشبخت بشی آجی...به پای هم پیر شین
حالا نوبت داداش محمد خوبمه که واقعا مث یه داداش واقعی دوسش دارم...داداشی خیلی خوشحال شدم که هنوز فراموشم نکردی...
و همینطور همه ی دوستای مهربونم که ازشون کلی ممنونم که حداقل روزای اول رفتنم میومدنو با نظراتشون خوشحالم میکردن واقعا شرمنده ی محبتاتونم فائزه ی عزیزم امیدوارم اسم کسی رو از قلم ننداخته باشم که خدایی نکرده ازم ناراحت بشه...خیلی دوستون دارم..همیشه به یادتون بودم تو این مدت...هیچوقتم از یادم نمیرید اصلا تازگیا حال و حس ندارم اگه آپم خوب از کار درنیومد به بزرگواریه خودتون ببخشید مواظب خودتون باشین عاشقتونم زیاااااااااااااااااااااااااااااد پ.ن1:داداش مهرداد جونم عقدتو با سونیا جون تبریک میگم ایشالله خوشبخت شید به پای هم پیر شین پ.ن.2:مهلای نازم و توت فرنگیه مهربونم بازم میگم عروسیتون مبارک...خوشبخت شید الهییییییییی آجیااااااااا پ.ن۳:خیلیا منو از تو لینکاشون حذفیدن..دلم شکست...دیگه دوسم ندارین؟؟؟ پ.ن.۴:آجی مهسام از تبریز اومده اینجا که کل تابستونو پیشمون باشه...یه پسر خیلی نازم واسمون آورده که خیلی خیلی ناره ماشالههههه..اسمشم مهدی...روزی که دنیا اومد نتونستم بیام آپ کنم...روز تولد مهدی همزمانه با تولد محمدم...یعنی ۱۸ اسفند...عکسای مهدی خوشگلمو پست بهدب حتما واستون میذارم ![]() [ یکشنبه 26 تیر1390 ] [ 16:25 ] [ نسیبه شیطون ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |